قدرت اندیشه(شماره 2)
سپتامبر 19, 2007 at 11:14 ق.ظ | In روانشناسی | 7 Comments
در ادامه پست قدرت اندیشه 1 که بسیار با آن حال نمودیم،اینک شماره 2 از این سری تقدیم میگردد:
1
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
2
پدر به دیدار بیل گیتس می رود
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
3
پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به ایl ترتیب انجام می شود
باز هم حال نمودید؟
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.
7 دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. URI دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
هيچ چيز واقعا خراب نيست!!!حتي ساعتي كه از كار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان مي دهد
اديسون


toopp bood mese avalie kaf kardim bazam az in chiza dari bede ke kafo khoon ghati konim
دیدگاه با ali — سپتامبر 19, 2007 #
بعضي ها آنقدر نابغه اند كه هيچ چيز از آنها نمي شود آموخت!!!
دیدگاه با bizbloger — سپتامبر 20, 2007 #
كاش منبع رو هم ذكر مي كرديد .
دیدگاه با havvaa — سپتامبر 20, 2007 #
براي روحيه سازي مفيد فايده بود. البته روشن است كه در عمل چه نتيجهاي ميدهد. ان شاءا… هميشه شادتر و خوش حالتر باشيد.
دیدگاه با yek mard — سپتامبر 20, 2007 #
خب! لينكت اضافه شد!
دیدگاه با bizbloger — سپتامبر 20, 2007 #
يه كتاب ديگه ازش خوندم به اسم ماهي! در مورد استفاده از محيط و رفتار بازار ماهي فروشهاي شهر بوستون بعنوان مدلي براي تبديل فعاليتهاي روزانه كسبو كار به يه بازي پرنشاط!
ممنون فرزاد جان.این یکی هم باید چیز جالبی باشه.میگردم تا پیداش کنم و بخونمش.ممنون از لطفت
دیدگاه با bizbloger — سپتامبر 20, 2007 #
خیلی عالی بود.واقعا اگه ما هم تو زندگی همچین تفکری داشته باشیم هیچ وقت به بن بست نمی رسیم.
دیدگاه با سیمین — سپتامبر 21, 2007 #