سرود علی کوچولو یه مرد کوچک
ژانویه 20, 2008 at 4:22 ب.ظ | In موسیقی | 12 Commentsسرود علی کوچولو رو خاطرتون هست؟خاطره دوران بچگی ما شصتی ها….شنیدن دوباره این سرود من رو شدیدا به دوران بچگی ام برد.به یاد خاطرات کودکی…..
اگر برایتان آشناست و دلتان هوس کرده بشنویدش میتوانید از لینک زیر دانلودش کنید.
میتوانید در اینجا (با کیفیت 56KB) و یا اینجا (با کیفیت 192KB)بشنوید و یا دانلود کنید
جنگ گوگلی
ژانویه 9, 2008 at 10:29 ب.ظ | In سرگرمی | 3 Commentsجنگ ها انواع مختلفی دارند مثل جنگ های صلیبی ، جنگ سرد ، جنگ خیابانی و … یه نوع جنگ هم داریم که من تازه متوجهش شدم اسم این جنگ ، جنگ گوگلی هست . این جنگ به این شکل است که شما دو کلمه انتخاب می کنید و آن ها را به جنگ یکدیگر می فرستید و بعد یکی از آنها بر اساس دفعات یافت شده پیروز می شود . از معروف ترین این جنگ ها ، جنگ بین خدا با شیطان و گوگل با مایکروسافت است که نتایج آن را در زیر مشاهده می کنید :
خدا : 494,000,000 | شیطان : 30,400,000
گوگل : 1,460,000,000 | مایکروسافت : 847,000,000 
شما هم می تونید در اینجا بجنگید اما من پیشنهاد بهتری به جای جنگ و دعوا دارم و آن هم استفاده از نتایج به دست آمده برای وبلاگ نویسی بهتر و با ارزش تر است، ببینید در حوزه ای که می نویسید مردم بیشتر به دنبال چه چیزهایی بوده اند ؟ شما را چقدر جستجو کرده اند ، بحثی که شما به راه انداخته اید چقدر مورد توجه جستجو کننده ها بوده . به نتایج جالبی می رسید که به شما کمک می کند یک وبلاگ با مطالبی داشته باشید که دیگران به دنبال آنها هستند . سعی کنید نوشته های خود را بر روی نکات و مطالب مثبت وبلاگتون متمرکز کنید
در زیر لیست جنگ های ماه رو میبینید.جنگ بین فیس بوک و گوگل هم به نوبه خودش جالب است!
![]()
رسوایی اخلاقی در بانک ملی
ژانویه 8, 2008 at 11:49 ب.ظ | In بانکداری اینترنتی | 39 CommentsTags: بانکداری الکترونیک+بانکداری ا
به نظر شما بانکی که سیستم بانکداری الکترونیکش با فایرفاکس سازگار نیست اصلا ارزش حساب باز کردن را دارد؟
در همین رابطه:
پست برفی
ژانویه 6, 2008 at 10:27 ب.ظ | In روزنوشت | 1 Commentآخه مرد ناحسابی تو که دس فرمونت انقد زاغارته که نمیتونی یه فرمون بگیری بیفتی تو مسیر مگه مجبوری ماشینتو بیاری بیرون اونم بدون زنجیل چرخ! بعد انتظار داری بیام هل بدم ماشینتووو؟حالا به فرض بیرون آوردی نباید رعایت 4نفر عابر بدبختی رو که دارن از خیابون عبور میکنند رو بکنی؟حالا اون نوکتو از شیشه میندازی بیرون بد و بیراه هم نثارش میکنی؟بوق میزنی اینقد که چی بشه؟آدمی که ناموس داره مگه بوق میزنه؟!!! D:
آقا عجب برفی بارید ولی خودمونیما!خیلی وقت بود هوس همچین برفی کرده بودیم.میگم خوب شد اون سال 83 یه درسی واسه مردم شد که تنبلی نکنن و زود دست به کار شن.کمپلکت امروزمون با برف سرو کله زدیم.صبح که رفتیم ویو شکار کنیم.ویو های بسیار بدیعی شکار کردیم ولی خودمونیما!بعد ظهری هم رفتیم برفای پشت بون رو پارو کنیم تا نصفه پارو کردیم پارومون شیکست از وسط.آخه مرتیکه تو این پارو رو درست میکنی بعد با قیمت گزاف قالب مردم میکنی وجدان نداری که اینطور جنس دس مردم میدی؟حالا خوبه ناسزای مردم پشت جد و آبادت بره با این جنس بنجلی که قالب مردم میکنی؟تو ناموس داری اصلا؟ D:
آقا ما اصلا کمپلت شانس پانسمون تعطیله!هنوز نرفته بالا پشت بون دوتا بیل نزده دیدم یکی داره از سر کوچه بد و بیراه میگه!طرف داشته رد میشده برف مستقیم ریخته روش! آخه مرد مومن تو که میبینی من دارم اون بالا برف پارو میکنم خوب برو از کنارتر رد شو!
ما که از کت و کول افتادیم امروز!فعلا بریم یه قهوه بزنیم به بدن ببینیم دنیا دس کیه!
درنگ
ژانویه 5, 2008 at 2:42 ب.ظ | In دل نوشت | Leave a Commentانسان! خودت به یاری خود برخیز….!
“بتهوون”
نابغه!
دسامبر 24, 2007 at 7:20 ب.ظ | In طنز | 2 Commentsچند وقتی بود در بخش ویژه یک بیمارستان معروف،بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت 11 صبح یکشنبه جان میسپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت ضعف و مرض آنها نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود بطوری که بعضی آن ها را با مسائل ماوراء طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت 11صبح روزهای یکشنبه میمیرد.به همین دلیل گروهی ار پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر تصمیم بر آن شد تا در اولین یکشنبه ماه چند دقیقه قبل از ساعت 11 در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند!
در محل و ساعت موعود بعضیها صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند.بعضی ها دوربین فیلم برداری با خود آورده و …..
دو دقیقه به ساعت 11 مانده بود که “جانسون” نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد.دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات(Life Support System) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جارو برقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد….!!!!!!
گل نرگس
دسامبر 19, 2007 at 11:24 ب.ظ | In عکس | 7 Commentsجدیدا گیر دادم به جمع کردن عکس این گل.یعنی گل نرگس
بسیار گل زیباییه.
این پست تقدیم به تمامی دوستداران گل نرگس، الالخصوص…..
برای عکس های بزرگتر روی عکس ها کلیک کنید
اطلاعات جامع و کامل در مورد گل نرگس در ویکی پدیا
وبنوشت دوستداران گیاهان زینتی (به فارسی)
بعد نوشت:
این هم چند عکس بسیار زیبا ی گل نرگس از دوست خوبم عرفان
آویزه ای برای گوش
نوامبر 16, 2007 at 5:02 ب.ظ | In روزنوشت | 2 CommentsTags: تصمصم
“اگر هر روز راه عوض کنید هرگز به مقصد نمیرسید” !!
پی نوشت اصلی : قابل توجه اونایی که دوست دارند همه چیرو تجربه کنند.( آقا این کار آخر عاقبت نداره ، ته تهش باید رفت دنبال یه چیز ! )
پی نوشت خودم: بسیار قابل توجه خودم! باید آن را در ابعادی بزرگ و با خطی خوانا (ترجیحا نستعلیق) تهیه کرده و بر سر در اتاقم بچسبانم تا یادم نرود! البته مدتی است تحت تاثیر حرف های کسی که خودم را در بسیاری جهات مدیون محبت ها و راهنمایی هایش میدانم و همیشه از صمیم قلبم دوستش دارم در حال کنار گذاشتن این خصوصیت بد هستم.خدا کند موفق شوم.
منبع اصلی : پایین تقویم جیبی !
منبع 2: دوست عزیزم anarshee و با عرض پوزش از او برای کپی کاری مطلب بدون اجازه.
ته نوشت! آقا کپی کاری خیلی کار اخ و بد و زشت و غیر اخلاقی و کثیف و شنیعی است آن هم بدون اجازه از صاحب مطلب! نکنید از این کارها! (خجالت بکش!)
وطن
نوامبر 11, 2007 at 1:22 ب.ظ | In روزنوشت | 1 CommentTags: وطن
وطن برای ما شده مثل برادری معتاد…
همه دوستش داریم اما
مانده ایم که چه باید کرد؟
میبینیم از هم فرو ریختنش را ولی
نمیشود کاری کرد….
بی عنوان
نوامبر 11, 2007 at 12:55 ق.ظ | In Uncategorized | 1 CommentTags: بی عنوان
این که زاده آسیایی رو
میگن جبــــــــر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی
صبحونت شده سیگار و چایی…
ای عرش کبریایی
چیه باز تو سرت
کی با ما راه میایی
جون مادرت!
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.





هيچ چيز واقعا خراب نيست!!!حتي ساعتي كه از كار افتاده دو بار در روز زمان را درست نشان مي دهد
اديسون

